تبلیغات
✿✿بشارت besharat✿ ✿ - «مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ» در آیه‌ی 15 سوره‌ی لقمان چه کسانی هستند تا از آنها پیروی کنیم؟

پروردگار بزرگ زمانی که به پیروی از من أناب فرمان می‌دهد، معلوم می‌شود که آنها، کسانی هستند که از نظر مردم و انسان‌ها قابل شناسایی هستند زیرا فرمان دادن به پیروی از کسانی که نامعلوم و ناشناخته‌اند خود امری مبهم و نامعلوم و البته بیهوده است و خداوند از هر بیهوده‌کاری منزه و به دور است.

در قرآن ذکر انابه‌ی انبیائی چون ابراهیم و شعیب و پیامبر اسلام (صلوات ‌الله ‌علیهم ‌أجمعین) آمده است، با مطالعه‌ی حالات و صفات و رفتار آنها در موارد مذکور، انابه‌ی آنها در قرآن، می‌توان تا حدود زیادی پی به مشخصات و ویژگی‌های عبد منیب و من أناب برد و بندگان منیب را در عصر خود بازشناخته و از آنها پیروی نمائیم.

به عنوان نمونه سیدنا شعیب (علیه‌السلام) اهل انابه‌ی إلی الله بعد از توکل بر خدا و بعد از اعتراف در رابطه با نسبت دادن توفیقات به خداوند و اراده‌ی اصلاح در حد توان در میان مردم بود پس منیب إلی الله کسی است که خود را مؤثر و مدعی هدایت مردم و اصلاح آنها نمی‌داند و اساساً برای خود اراده و اصلاحی را جز در حد توانایی قائل نیست بلکه آنچه هست را متعلق به خداوند می‌داند بنابراین اگر کسی در میان مدعیان دین حق و راه راست و هدایت و ایمان و تقوی و عمل صالح، برای خود تأثیری قائل بود و خود را مصلح دید و معرفی نمود و توفیقات را به خود نسبت داد و از لیاقت و شایستگی و توانایی خود سخن به میان آورد، او متوکل علی الله و منیب الی الله نیست و در نتیجه نباید از او پیروی کرد و لو به ظاهر بر دین حق باشد.

اما اگر کسی در اصلاح امور دین و دنیا و آخرت مردم صادقانه و خالصانه و عاشقانه و صرفاً از روی أدای وظیفه و تکلیف و کسب رضایت خداوند کوشید و پیوسته همه امور را به خداوند واگذار نمود و اهل توکل بر او و انابه‌ی به سوی بود. او شایسته‌ی پیروی است چرا که اهل هدایت است.

در آیه‌ی 10 سوره شوری موضوع انابه‌ی إلی الله بعد از توکل بر خداوند و موضوعی شبیه موضوع سیدنا شعیب (علیه‌السلام) در شأن پیامبر اسلام نیز آمده است که در نهایت آیه از زبان پیامبر آمده که:‌ من در حل اختلافات و هدایت شما به دین حق بر خدا توکل می‌کنم و به سوی او انابه می‌نمایم که در این صورت از کسانی خواهم بود که حق تعالی آنها را در رحمت خود داخل می‌کند.

در نتیجه منیب إلی الله کسی است که اولاً اختلاف نمی‌کند،‌ثانیاً اگر اختلاف کرد به حق تعالی مراجعه می‌کند و با التماس از او می‌خواهد که اختلافات را حل کند و او را به سوی حق هدایت نماید.

پس اگر کسی در میان اهل ایمان اختلاف بیفکند و آن را دامن زند، از منیب بودن و اهل تبعیت شدن خارج می‌شود و تنها متوکل علی الله و منیب الی الله شدن از آن کسانی است که بر وحدت و یکپارچگی مسلمین تأکید نموده و در این مسیر از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزند.

حال ببینیم چه کسانی مانند ابراهیم و شعیب و پیامبر اسلام (صلوات ‌الله ‌علیهم ‌اجمعین) اولاً‌ دلسوزان مردمند و می‌خواهند که مردم به صراط مسقیم و دین حق هدایت شوند و از عذاب دنیا و آخرت نجات یابند.

ثانیاً‌ در اصلاح امور و نسبت دادن توفیق اصلاح امور و هدایت مردم تنها خداوند را مدنظر قرار می‌دهند و بر او توکل می‌نمایند و تنها به سوی او انابه می‌کنند.

ثالثاً خود اختلاف نمی‌کنند و پیوسته مردم را به وحدت و یکپارچگی دعوت می‌کنند،

رابعاً در صورت اختلاف، مبنا و مرجع حل اختلافشان کتاب خدا و سنت رسول (صلی‌ الله‌ علیه‌ وسلم) است نه خودشان یا چیزها و کسان دیگر.

خامساً در حل اختلاف توکل و انابه‌ی إلی الله دارند و از او به دعا و التماس خواهان حل اختلاف هستند. پس هر کس چنین ویژگی‌هایی داشت چه در زمان حاضر و چه در گذشته قابل احترام و تبعیت است.

لذا راه نجات یا حداقل یکی از راههای برون‌رفت از چالش‌های پیش روی امت اسلامی این است که:

انابه إلی الله را خوب بفهمیم و مشخصات و ویژگی‌ها و شرایط و حالات و صفات اهل إنابه را دریابیم.

بکوشیم تا منیبین إلی الله را در زمان خود و گذشته بشناسیم و آنها را مورد پیروی قرار بدهیم.

بکوشیم تا خود واقعاً عبد منیب إلی الله شویم و این جز در پرتو عمل به آموزه‌های کتاب و سنت و تبدیل نگرش‌ و بینش‌ها به منش و سلوک و رفتار میسر نیست.

اما به عنوان حسن ختام سخن از انابه و معرفی مَن أناب مراجعه به آیات 17 تا 26 از سوره ص می تواند در آشنا شدن با محتوای انابه‌ی الی الله یاریگر ما باشد.

درآیه 17 سوره ص می‌فرماید: اصْبِر عَلَى مَا یَقُولُونَ ..... .

ای پیامبر تو بر آنچه که بدخواهان و کج‌اندیشان می‌گویند و مسخره می‌کنند صبر و شکیبایی پیشه کن و برای آرامش و قوت قلب و تثبیت گامهایت در مسیر دعوت، قصص بنده‌ی ما داود را که صاحب قدرت و بسیار مراجعه کننده به ما بود را یادآور شو و برای یارانت بازگو کن.

در آیه 18-19- إِنَّا سَخَّرْنَا الجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالإِشْرَاقِ. وَالطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ. ما کوه‌ها را در تسخیر و تحت سلطه و خدمت داود درآوردیم به گونه‌ای که شامگاهان و صبحگاهان با داود همنوا شده و تسبیح الهی می‌گفتند و در خدمت داود بودند و پرندگان همه‌ی آنها با داود همراه شده و بر گرد او جمع می‌شدند و با او به هنگام تسبیح همنوا می‌گشتند.

وَشَدَدْنَا مُلْکَهُ وَآتَیْنَاهُ ٱلْحِکْمَةَ وَفَصْلَ ٱلْخِطَابِ. 20

و ملک و قدرتش را محکم و پایدار کردیم و به او حکمت و فصل الخطاب و قدرت تشخیص حق از باطل و قضاوت بالایی دادیم.

وَهَلْ أَتَاکَ نَبَأُ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُواْ ٱلْمِحْرَابَ. 21

در چنین شرایطی آیا خبر آن دعوا و دشمنی به تو رسیده است که در آن اهل دعوا در حالیکه داود در محراب عبادت بود از دیوار محراب بالا رفتند.

إِذْ دَخَلُواْ عَلَىٰ دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُواْ لاَ تَخَفْ... 22

ناگهان بر او وارد شدند پس داود از آنها جا خورد و ترسید آنها گفتند: نترس، ما دو دشمن هستیم که یک از ما بر دیگری تجاوز و سرکشی کرده است، پس تو میان ما دو نفر به حق قضاوت کن و پا را از انصاف و عدالت فراتر منه و ما را به راه راست و برابر هدایت کن.

إِنَّ هَذَآ أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً. 23

طرف شاکی گفت:‌ این برادر و شریک من نود و نه گوسفند دارد و من یک گوسفند دارم پس او با حالت تندی که نشان از ستم و سرکشی برمن ‌دارد. از من می‌خواهد که این یک گوسفند را هم به او واگذار کنم.

قَالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِکَ إِلَىٰ نِعَاجِهِ. 24

داود بلافاصله پس از شنیدن بیان دعوا از طرف شاکی قضاوت کرد و حکم به ستمکاری صاحب نود و نه گوسفند داد و گفت این درخواست او مبنی بر اضافه کردن تنها گوسفند تو به گوسفندهای خودش بسیار ظالمانه است. همانا بسیاری از شرکاء نسبت به یکدیگر این حالت تجاوز و ستمکاری را دارند. بعضی بر بعضی و سرکشی می‌کنند و به حق و سهم خود راضی نیستند، مگر آن کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند و نیکوکار باشند. مؤمنین صالح این چنین ستمکار نبوده و ظلمی بر برادران و شریکان خود نمی‌کنند و البته چنین مؤمنان صالحی بسیار کم هستند.

داود در این جا بلافاصله متوجه فتنه و امتحان ما بر خود شد پس بلافاصله از پروردگارش استغفار کرد و سجده‌کنان بر زمین افتاد و در برابر پروردگارش تواضع کرد و به سوی او انابه نمود. داود دانست که اشتباهی کرده است و به چه سختی گرفتار آمده است لذا با حالت التماس و دعا و زاری از پروردگارش خواست تا او را ببخشد.

فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِکَ.... 25

پس آن عمل را بر او بخشیدیم همانا برای داود نزد ما مقامی والا و سرانجام و بازگشتی نیکو است.

یٰدَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی ٱلأَرْضِ فَٱحْکُمْ بَیْنَ ٱلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ ... 26

به داود گفتیم ای داود ما ترا خلیفه در زمین گردانیدیم پس بدرستی و بحق میان مردم قضاوت و حکم کن و امور آنان را سامان بده و در این امر از هوای نفست پیروی مکن که در این صورت چنین پیروی تو را از راه خدا گمراه می‌کند همانا کسانی‌که از راه خدا گمراه می‌شوند، به دلیل آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند برای آنها عذاب شدید فراهم است.

مفسرین در این داستان نظرات گوناگونی را نقل کرده و مورد بحث قرار داده‌اند. اما برای رسیدن به رأی صواب ضروری است که در خود آیات دقت نمود چرا که نکات ظریف و لطیفی در خود آیات نهفته است که بیانگر حقیقت ماجراست.

فضای سوره صاد با سخنان کافران درباره پیامبر آغاز می‌شود که به او نسبت‌های ناروا می‌دهند در چنین فضایی پروردگار به رسولش می‌فرماید:‌ واصبر علی ما یقولون. بر آنچه کفار می‌گویند صبر پیشه کن و برای دلداری دادن به او و تقویت روحیه‌اش در امر نبوت می‌فرماید: و اذکر عبدنا داوود ... . که چگونه از آزمایش سربلند بیرون آمد. این تذکر قلب پیامبر را آرام و مطمئن ساخت و آستانه‌ی تحمل او در برابر ناراحتی‌ها و سختی‌های رسالت و نبوت را بالا برد.

داود در اوج قدرت و علم و حکمت بسیار اهل ذکر و عبادت بود.

روزی در حالیکه در محراب شخصی خود مشغول عبادت بود و ظاهراً‌ درها را هم بسته بود و به نگهبانان سفارش کرده بود کسی به او مراجعه نکند. ناگهان دو نفر سرزده و ناخوانده آن هم از راهی غیرطبیعی، از بالای دیوار محراب بر او وارد می‌شوند و او از این امر وحشت زده می‌شود.

به عبارتی ناگهان با وحشت و اضطراب، از حضور و توجهی که به پروردگارش دارد خارج می‌شود و آنها به او می‌گویند: مترس دو دشمنی که با هم درگیرند و یکی بر دیگری ظلم کرده است تقاضای دادرسی دارند. داود به جای آنکه با آنها برخورد کند که این چنین سرزده و ناگهانی به حریم خلوت او بدون اجازه وارد شده‌اند، ظاهراً حضور آنها را پذیرفت و به دعوای آنها گوش کرد و سپس عجولانه و شتابزده میان آنها قضاوت نمود.

مفسرین عموماً گفته‌اند که این دو نفر دو فرشته بودند که در لباس آدمی برای امتحان داود از طرف پروردگار مأمور بودند. شواهدی که در قرآن هست دال بر صحت این سخن است مانند نوع ورود و حضور آن دو نفر که بصورت غیر عادی بود، فزع داود از آنها، که از مردم عادی چنین فزعی برای داود حاصل نمی‌شود.

موضوع دعوا و ظلمی که در آن صورت گرفته است ظاهراً‌ بسیار آشکار و واضح است و قضاوت درباره‌ی آن هم بسیار ساده است که هر کسی این دعوا را بشنود. فوراً‌ می‌تواند درباره آن قضاوت کند اما این فتنه برای این بود که به داود بفهماند در امر قضاوت و لو که بسیار ساده و روشن باشد باید معیار شرعی قضاوت را از دست ندهد و از روی احساسات قضاوت نکند. چرا که داود در این داستان بنابر آنچه که در قرآن آمده است ظاهراً از شاکی بینه و مدرک و دلیلی نخواست و از متهم نخواست که اقامه‌ی دعوا کند و در مقام دفاع از خود برآید بلکه بسیار سریع و بدون تشریفات شرعی، قضاوت را بر اساس ظاهر و از روی احساسات و البته شتابزده انجام داد.

اما مسئله فتنه بخاطر این بود که وضعیت طبیعی داود بهم بریزد و سپس در حالت غیر طبیعی متوجه ضعف خود در زمینه قضاوت و شتابزدگی در امر قضاوت گردد. و بعد از آن که متوجه و متنبه گردید استغفار نمود و با حالت رکوع و تواضع و پشیمانی بر زمین افتاد و به سوی پروردگار انابه کرد. آنچه که از مفهوم انابه بر می‌آید این است که انابه در شدائد و سختیها و گرفتاری‌های بزرگ و لا علاج نمود بیشتری پیدا می‌کند. بنابراین یکی از موارد انابه‌ی إلی الله استغفار و توبه است بخصوص در جائی که موضوع خطا و ظلم، موضوع سنگینی باشد یا لااقل از نظر شخصیتی چون داود، در شأن و مقام نبوت و حکومت و قضاوت، خطا و ظلم سنگینی به حساب می‌آید. اهمیت موضوع آنجا بیشتر می‌شود که داود دارای شأن و مقام بالا و مهمی بود او هم نبی و قاضی و هم امیر و فرمانده نظامی و هم مجاهدی دلیر بود همچنین پادشاه و حاکم بر مردم و از سوی پروردگار خلیفه‌ و دارای علم و حکمت الهی و مقام والایی نزد او بود و از همه اینها گذشته دارای امکانات و قدرت و ملک و ثروت و نعمت‌های دنیایی فراوانی بود. این‌ها در مجموع برای داود شخصیت خاصی پدید آورده بود که او را مورد توجه و تبعیت مردم قرار داده بود و مردم بسیار به او علاقه‌مند و حساس بودند و بسیار از او اطاعت و پیروی می کردند. در چنین شرایطی چنین شخصی بسیار باید مراقب خود باشد که مبادا مردم را از حق برگرداند. زیرا کوچکترین ضعف در باورها و رفتارهای چنین شخصی، نزد مردم می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد و آنها را دچار نومیدی و ضعف ایمان و عمل صالح کند. این‌جاست که چنین افرادی باید به خاطر رضایت خداوند و حفظ حریم دینی و ایمان مردم، از بسیاری چیزها و لو حلال و مجاز، برای خود بگذرند خطای کوچک این‌ها، نزد مردم، گناهی بزرگ به حساب می‌آید. چون سطح انتظار و توقع بالاست. (حسنات الأبرار سیئات المقربین)

پس لازم نیست که حتماً خطای داود در امر قضاوت، در معیار عادی خطای بزرگی باشد، بلکه کافی‌است آن خطا در شأن و مقام بنده‌ای چون داود بزرگ به حساب آید. به نظر می‌رسد بزرگی خطای داود نسبت به شأن و مقام اوست و با این دیدگاه خطای او در قضاوت شتابزده، خطای مهمی است.

در مجموع آنچه که می‌توان از قصص سیدنا داود نتیجه گرفت عبارت است از:

داود شأن و مقام والایی نزد پروردگار داشته است. آنهم شأن و مقامی که انسان را بسیار در ورطه‌ی خطر و فتنه می‌اندازد و هر لحظه ممکن است به خاطر اشتباهی و لو کوچک، در گمراهی و ضلالت بیفتد.

چه در زندگی شخصی و در امور دنیایی و چه در امور حکومتی و قضاوتی باید مراقب بود بویژه در شأن و مقام شخصی چون داود یا شبیه آن، زیرا خطاهای جزئی در زندگی شخصی و روش‌های مدیریتی آن هم در شأن و مقام نبوت و حکومت و قضاوت و فرماندهی و رهبری، خطاهای بزرگی به حساب آمده و موجبات تزلزل مردم را فراهم می‌سازد. پس باید بسیار مواظب بود که درگیر امور حیات دنیایی و لو حلال و مجاز نشویم و در امور مردمان هم سهل‌انگاری و شتاب نورزیم.

آنچه را برای دیگران بد می‌دانیم به طریق اولی، برای خودمان بد بشمار آوریم و از آن دوری و پرهیز کنیم.

در مجموع این سخنان در درجه اول تذکر و نصیحتی به پیامبر بود تا به او دلداری دهد و بشارت نصرت و حمایت پروردگار به او ابلاغ گردد و همچنین او را متوجه شأن و مقامش سازد که مواظب و مراقب خودش باشد و هم تذکر و نصیحتی است به هر کس که در شأن و مقام امور حکومتی و قضاوتی و فرماندهی و مدیریتی مردم قرار می‌گیرد و هم تذکر و نصیحتی به هر مؤمن صالحی است که در امور دنیایی و شخصی و مردمی مراقب پرتگاه‌های ضلالت و گمراهی و فراموشی روز حساب باشد.

منابع

1. قرآن کریم

2. مفرادات راغب اصفهانی

3. تفسیر فی ظلال القرآن سید قطب

http://www.drveisi.com/Default.aspx?lang=fa

How do you get taller?
جمعه 13 مرداد 1396 06:55 بعد از ظهر
I think this is among the most important information for me.
And i'm glad reading your article. But want to remark on some general things, The site
style is great, the articles is really great : D. Good job, cheers
http://zinabilleter.hatenablog.com/archive/2015/09/27
جمعه 6 مرداد 1396 11:16 بعد از ظهر
Unquestionably consider that that you said.
Your favourite justification appeared to be at the net the easiest thing to take into account
of. I say to you, I definitely get annoyed at
the same time as other people consider concerns
that they just do not understand about. You managed to hit the nail upon the top and also defined out the whole
thing without having side effect , other people could take a
signal. Will probably be again to get more.
Thanks
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:47 قبل از ظهر
Great post. I used to be checking constantly this weblog
and I'm impressed! Extremely helpful info specially the
closing part :) I maintain such information a lot. I used to be
looking for this particular info for a long time.
Thank you and best of luck.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:20 قبل از ظهر
Hi! Someone in my Facebook group shared this website with
us so I came to look it over. I'm definitely enjoying the information. I'm book-marking and will be tweeting this
to my followers! Exceptional blog and superb design and style.
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:41 بعد از ظهر
Hello, i read your blog from time to time and i own a similar one and i was just wondering if you get a lot of spam comments?
If so how do you reduce it, any plugin or anything you
can suggest? I get so much lately it's driving
me crazy so any help is very much appreciated.
عبدالله
شنبه 27 دی 1393 05:39 بعد از ظهر
سلام علیکم به روزم
عطر خدا
یکشنبه 7 دی 1393 02:56 بعد از ظهر
_____ ____________
__________
_____
_

_ ....................
__ عـــطر خــدا
___ .................
____
_______
__________
____________
_______________
________________

سلام دوست من ؛ امیدوارم خوب و سلامت و شاد باشی
افتـخار داریم که با این دعـوتنامه "شما" رو به یک اتفاق خوب مـهمون کنیم ...
عـطرخـــدا «جایی از جـنس آرامش و امـید» رو دیدید تا حالا ؟؟!
با مطالب زیبا و دلنشین آپ شد ...
صمـیمانه حضورتون رو خوش آمد میگیم



عطر خدا ، رسـیدن به آرامش واقعی .... و تجربه یک زندگی عاشقانه
www.AtreKhoda.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر