تبلیغات
✿✿بشارت besharat✿ ✿ - خدا نزدیک نزدیک است
چهارشنبه 27 فروردین 1393

خدا نزدیک نزدیک است

   نوشته شده توسط: سالار عبدی    نوع مطلب :نیایش ،

دختری از مرد روحانی میخواهد به منزلشان بیاید و به همراه پدرش به دعا بپردازد. وقتی مرد روحانی وارد میشود میبیند که مردی روی تخت دراز کشیده و یک صندلی خالی نیز کنار تخت وی قرار دارد.
پیرمرد با دیدن وی گفت شما چه کسی هستید؟ و اینجا چه میکنید؟ مرد خودش را معرفی کرد و گفت من دراینجا یک صندلی خالی میبینم گمان میکردم منتظر آمدن من هستید.
پیرمرد گفت آه بله... صندلی... خواهش میکنم در را ببندید.
مرد روحانی با تأمل و در حالی که گیج شده بود در را بست.
پیرمرد گفت : من هرگز مطلبی را که میخواهم به شما بگویم به کسی، حتی دخترم نگفته ام. راستش..........

در تمام زندگی اهل عبادت و دعا نبودم تا اینکه چهار سال پیش بهترین دوستم به دیدنم آمد روزی به من گفت :دوست من فکر میکنم "دعا یک مکالمه ساده با خداوند است." روی یک صندلی بنشین یک صندلی خالی هم روبه رویت قرار بده. با اعتقاد فرض کن که خداوند بر صندلی نشسته است این موضوع خیالی نیست. خدا وعده داده است که من همیشه با شما هستم. سپس با او درد دل کن. درست به طریقی که هم اکنون با من صحبت میکنی.
من چند بار این کار را انجام دادم و آنقدر برایم جالب بود که هر روز چند بار این کار را انجام میدهم.
مرد روحانی عمیقا تحت تاثیر داستان پیرمرد مرد قرار گرفت و مایل شد تا پیرمرد به صحبت هایش ادامه دهد.
پس از آن با همدیگر به دعا پرداختند و مرد به خانه اش بازگشت.
دو شب بعد دختر به مرد روحانی تلفن زد و به او خبر مرگ پدرش را اطلاع داد. مرد روحانی بعد از عرض تسلیت پرسید : آیا او در آرامش مرد؟
دختر گفت: بله وقتی من میخواستم از خانه بیرون بروم او مرا صدا زد که پیشش بروم دست مرا در دست گرفت و بوسید. وقتی که نیم ساعت بعد از فروشگاه برگشتم، متوجه شدم که او مرده است.
اما چیز عجیبی در مورد مرگ پدرم وجود دارد. معلوم بود که او قبل از مرگش خم شده بود و سرش را روی صندلی کنار تختش گذاشته است شما چطور فکر میکنید؟
مرد روحانی در حالی که اشک هایش را پاک میکرد گفت: ای کاش! ما هم میتوانستیم مثل او از این دنیا برویم.
از گذشته تا حال از حال تا آینده خدا با توست در همین نزدیکی. پس خوشا به حالت که اشرف مخلوقاتی و خلیفه او بر زمین. همواره با خودت زمزمه کن خدا در همین نزدیکی است، در همین نزدیکی

 
وبلاگ
راه اندیشه

http://trevanatividad.hatenablog.com/entries/2015/06/26
جمعه 13 مرداد 1396 03:40 بعد از ظهر
Hello! Would you mind if I share your blog with my twitter group?
There's a lot of people that I think would really enjoy your content.

Please let me know. Many thanks
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:02 بعد از ظهر
Everyone loves what you guys tend to be up too. This kind of clever
work and coverage! Keep up the awesome works guys I've you guys to blogroll.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:01 قبل از ظهر
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you!
However, how could we communicate?
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 07:15 بعد از ظهر
What's up to every body, it's my first pay a quick
visit of this webpage; this blog consists of awesome and in fact fine data for readers.
حشمت
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 11:03 قبل از ظهر
سلام.واقعا جالب بودمرسی..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر