تبلیغات
✿✿بشارت besharat✿ ✿ - برخی از ویژگیهای منحصر به فرد استاد سبحانی
برخی از ویژگیهای منحصر به فرد استاد سبحانی

عمر عبدالعزیز

ترجمه :  کیومرث یوسفی

بسیارند افرادی که می میرند و با مرگشان نام و نشانی  از ایشان باقی نمی ماند و چه بسیارند کسانی که تا دم مرگ به خوبی شناخته نمی شوند و قدر و منزلتشان درک نمی شود . اما قلیل اند کسانی که می میرند و پس از مرگ یاد و خاطرشان زنده می ماند و با مرگ خود جان تازه ای در کالبد مرده ی امت می دمند .استاد شهید ناصرسبحانی ( رحمه الله تعالی علیه ) ازجمله ی قافله سالارانی است که تا هنگام عروج به سوی جهان ابدی ناشناخته ماندند و قدر و منزلتشان درک نشد ! به طوری که این گفته ی پیشینیان : " ماکُردها مرده پرست هستیم ، قد رزنده ها را نمی دانیم . "  کاملاً درباره ی ایشان صدق می کند .گرانسانهاعموماً – به علت گوهرناشناس بودن – درشناخت چنین گوهرهایی ناتوان و معذور باشند ، دو گروه دیگر هستند که هم در این جهان و هم درسرای آخرت مسؤلند .

گروه اول عبارتند از : اقوام ، دوستان ، همفکران و شاگردان و همراهان استاد .

گروه دوم : بازجویان و محققین دوران زندان .

همانهایی که بیش از سیصد شب و روز را با استاد به سر بردند و حقیقت شخصیت و ماهیت فکر و اندشه وی رابررسی و تجزیه و تحلیل کردند و بافکر و اندیشه ایشان به خوبی آشناشده و استاد را خوب شناختند . شاید همین " شناخت  (توأم با جهل به حقیقت هستی و ایمان ) سبب ظلم و دست درازی آنها به استاد شهید و مرگ و نابودی وی شده باشد . البته مرگ و فنا در فرهنگ افرادی که از منظری دنیوی به « هستی وعدم » ، « بقا و نابودی » و « حیات و مرگ » می نگرند .

 

سال 1981 بود که به خدمت استاد رسیدم . ازهمان ابتدا و بعدها که استاد را بیشتر شناختم و با ایشان زندگی کردم و با هم مسافرت هایی داشتیم و مباحث و موضوعات فکری ، سیاسی و اجتماعی زیادی را مبادله کردیم و به خدمت اساتید ، متفکران ، محققان و داعیان زیادی رسیدیم ، مطمئن شدم که نمونه استاد ناصرسبحانی ( رحمه الله تعالی علیه ) دردوره ی معاصر بسیار نادر و کمیاب است ، به گونه ای که نظیر ایشان را در هیچ جا ندیده ام.

من منکر این نیستم که نویسندگانی زبردست تر از ایشان بوده و باشند ، یا علمائی عالم تر و برتر از ایشان ، بوده و باشند ، یا براساس شاخص های معمول کسانی از ایشان سخنورتر ، آگاهتر به تاریخ ، سیاست و منطق و... بوده و باشد ، من هیچ یک از این موارد را انکار نمی کنم ، اما براستی کمتر کسی توانسته بسان ایشان قرآن و مدلولات آن را فهم کرده و همراه و همگام با آن قرائتی نوین و متناسب با عصر حاضر  از آن ارائه بدهد . همچنین کمتر کسی مثل ایشان توانسته است درحیطه ی علوم القران ، علوم الحدیث و اصول الفقه که مبانی فهم قرآن ، حدیث  وفقه هستند ، نوآوری و خلاقیت داشته باشد .

خداوند متعال این استاد عزیز را به تقوی و دلسوزی عارفان متصف نموده بود . منطق و عقلانیت حکما و فلاسفه ، ذهن فعال و دقیق علما ، شیوایی بیان و استدلال آکادمیک محققان ، از خودگذشتگی پیشقراولان و مجاهدان و ایثار و شجاعت داعیان ، جرئت مجددان و دقت و زیبایی خواهی هنرمندان و شاعران و ... صفات و خصوصیاتی هستند که استاد ناصر سبحانی رحمه الله را از قافله ی اندیشمندان و دعوتگران معاصر ممتاز نموده است .

 

آری برای داعیان و مجددین و مصلحان تنها تحریک عواطف و احساسات دینی مخاطبان یا غرق شدن در کتاب و مسائل فلسفی و علمی – به دور از واقعیت عصر و محیط اجتماعی – کافی نیست .

نبوغ و بی همتایی استاد در این بود که توانست با نیروی عاطفه ، چراغ عقل را منور و روشن تر سازد ، با نیروی عبودیت و خداشناسی به جنبش اسلامی  ، قدرت و توانی مضاعف ببخشد و باچراغ علم و اندیشه ، تاریکی ها را بشکافد . جالب اینجاست که استاد سبحانی رحمه الله ، در مدت کوتاه عمر سی و نه سال خویش و در شرایطی سخت و موقعیتی دشوار  این کار را انجام داد . نباید از یاد ببریم  که بزرگترین بحران تاریخ اسلام ، بحران « فکر اسلامی » ، بحران جمود ، تعطیل عقل و نوگرایی و بازخوانی متون بود، بحرانی که برخی از آن تحت نام « تعطیل باب اجتهاد » نام می برند، اما این بحران بسی عمیق تر و سهمناکتر از بستن باب اجتهاد بود . آری استاد در هنگام چنین بحرانی آنگونه بودند .

 

استاد شهید با دانش و تلاش های علمی خود روشن نمود که اجتهاد  امری بسته و ثابت نیست و بزرگی اسلام در این است که قواعد ِ « مجموعه ی علوم اسلامی » ، ( قرآن ، حدیث و فقه ) قابل قرائت و خوانش جدیدی هستند و می توان برنتایج و ثمرات تلاش های علمای گذشته اسلامی ، باز هم مطالب جدیدی افزود .

خداوند متعال خود می داند که درچه مکان و زمانی زمینه ی لازم را برای ظهور حاملان پیام تجدد و اصلاحگری فراهم می نماید ... استاد در زمانی ظهور یافت  که گفتمان اصلی و غالبش ، سخن از اسلام و حاکمیت آن بود .  جهان بیداری و ظهور ناگهانی  « پیکره ی  بیداری اسلامی » و آواز « هستی » و « تحدی » و « دوباره زیستن » و « قیام » .

ظهور استاد در منطقه ای محدود و محروم ، و حرکتشان برسکویی لرزان بود . و چون لب به سخن گشود ، برصحنه ای « کَر و ناشنوا »  به سخن در آمد و وقتی هم که رفت ، در دنیایی « از سکوت و خاموشی » رخت سفر بربست ...

 اما با عرق ناشی از خستگی هایش و اشک های شب زنده داریهایش ، با آثار و تألیفاتش و سرانجام باخون پاکش ، منطقه ای را که درآن ظهو ر کرده بود ، گسترش داد و ملت سرد و خاموشش را به حرکت و جنبش درآورد و «خاموشی و سکوت » صحنه ی زندگی و جهانی را که در آن به سر می برد تبدیل به آوازی نمود که با سمفونی بیداریی در هم آمیخت که تا ساحل آرزوها بدون وقفه و تا رسیدن امواج آمال و غمها به ساحل خستگی ناپذیری درجریان است .

آری استاد شهید در آن منطقه جغرافیای محدود و بی رحم ، پنجره های جدیدی رابه روی ( بررسی ، نقد و تحقیق ) و بازآفرینی مفاهیم و قرائتی نوین ازمیراث تاریخی و نیز پیوند میان سنت و مدرنیته و مصداقیت بخشیدن به ویژگی های ( واقعیت و...) شریعت اسلام گشودند .

ایشان درعین حال در همان حال ، رهبری این نهضت را بر عهده داشت . اما سالها طول خواهد کشید تا مردم با این واقعیت آشنا شوند ، شاید در روزگاری دیگر و آن هم پس از تحقیقات همه جانبه در آثار و تألیفاتشان به شاهکارهای ایشان پی ببرند .

با کمال اطمینان می توان گفت که استاد ناصر سبحانی خود مکتبی است برای نهضت علمی و ایستگاهی برای تحول فکری و منبع و سرچشمه ا ی برای روش تحقیق و آیینه ای برای فهم بهتر قرآن همچنین قیامی آرام بودند علیه تقلید و خرافات و بدعت و جهالت .

 

سؤالی مطرح می شود و آن این است که : استاد سبحانی در زمینه ی  مسایل سیاسی ، ملی و مسأله ی کُرد چه کاری انجام داده اند ؟

 

استاد شهید نمونه ی متفکرانی بود که بادلایل قرآنی اثبات نموده بود که « آزاد سازی یک ملت و تأمین خواسته های مشروع و بر حق آن » از وظایف اصلی دعوتگر مسلمان است و نمی توان میان وظایف دینی و ملی و میهنی تفکیک قائل شد و آنها را ازهم جدا نمود .

استاد معتقد بودند که دین قانون و شریعت خداوند بوده و اگر جزئیات مسائل درآن مطرح نشده باشد ، قطعاً اصول و قواعد کلی زندگی و حیات انسانی در آن بیان شده است .

به همین دلیل درسال 1988 میلادی در کنگره تأسیس « رابطه ی اسلامی کُرد که در شهر استانبول برگزار شد به ایراد سخنرانی پرداختند و مسائل بسیار مهمی را در این زمینه بیان داشتند . ایشان باتوجه به آیه ی  13 سوره حجرات :

 ... وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ...

 [  ... و شما را تیره تیره و قبیله قبیله نموده‌ایم تا همدیگر را بشناسید ( و هر كسی با تفاوت و ویژگی خاص درونی و بیرونی از دیگری مشخص شود ، و در پیكره جامعه انسانی نقشی جداگانه داشته باشد )]  . ...

و نیز آیه ی  22 ازسوره روم :   وَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّلْعَالِمِینَ

[و از زمره نشانه‌های ( دالّ بر قدرت و عظمت ) خدا آفرینش آسمانها و زمین و مختلف بودن زبانها و رنگهای شما است . بی‌گمان در این ( آفرینش كواكب فراوان جهان كه با نظم و نظام شگفت‌آور گردانند ، و در این تنوّع خلقت ) دلائلی است برای فرزانگان و دانشوران . ]

اثبات نمودند که وجود اقوام و ملت های مختلف – هریک با ویژگی های زبانی و نژادی و... – از نشانه های قدرت آفریدگار و امر ی الاهی بوده و درسیستم ولایات  - که در آغاز حکومت اسلامی  از آن پیروی می شد -  و بسی پیشرفته تر از نظام فدرالی فعلی بود – حقوق سیاسی اقوام و ملل نیز تأمین می شد .

همچنین در زمینه مسایل ملی تأکید داشتند که پیام پیامبران الهی علیهم السلام ، پیام رهایی و آزادی اقوام و ملتهای این پیامبران بوده است . به همین دلیل است که همیشه با عبارت ( یاقومی ! )[1]  آن ها رامورد خطاب قرار می دادند .

همچنین بیشتر اوقات در این زمینه به حضرت موسی اشاره می کردند : آن هنگام که از ایمان آوردن فرعون ناامید شدند ، از او می خواهند که بنی اسرائیل مظلوم را رها نماید و می فرمایند : ‏

  ... فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنِی إِسْرَائِیلَ ‏.

  [ ... پس بنی‌اسرائیل را ( از زنجیر اسارت و بردگی خود آزاد ساز و آنان را به من واگذار و ) همراه من بفرست ( تا از سرزمین تو بكوچند و به سرزمین دیگری روند و در آنجا به پرستش خدای یگانه مشغول شوند ) .  ] اعراف /  105  -

 وقتی حاضر نیستی که هدایت رابپذیری ونمی گزاری که بنی اسرائیل درسایه  ی هدایت الهی به آرامش برسند ، پس دست ازسر  ایشان بردار و آنها  را همراه من بفرست تا آزادشان کنم  .

 

 استاد شهید با استناد به آیه  : وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ... 4 / ابر اهیم

 ( ای محمّد ! ) ما هیچ پیغمبری را نفرستاده‌ایم مگر این كه به زبان قوم خودش ( متكلّم بوده است )

 

وآیه ی :  ... وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِیهَا نَذِیرٌ  فاطر / 24

هیچ ملّتی ( از ملّتهای پیشین ) هم نبوده است كه بیم دهنده‌ای به میانشان فرستاده نشده باشد . 

 

 اثبات می نمودند که قوم کُرد قومی اصیل و به معنی کامل کلمه « ملّت » است . آنها پیامبری از خود داشته و دارای پیامی آسمانی بوده اند . لذا با وجود ظلم و ستم بیش ازحد ساسانیان و ایجاد سد و مانع میان ایشان و پیام آسمانی از سوی ساسانیان ، با ظهور خورشید تابناک اسلام و با وجود موانع و فشارهای بی امان دولت ساسانی در مناطق مختلف کردستان ، درقرن ششم میلادی به استقبال اسلام شتافتند .

به همین دلیل آن هنگام که استاد شهید ناصر سبحانی از حق استقلال ملت ها و حق تعیین سرنوشت آن ها سخن می گفت ، و وجود رنگ و نژاد و زبان های مختلف را از نشانه های قدرت پروردگار می دانست ، نه تنها مردم بی سواد ، بلکه اهل فکر و سیاسیون اسلامی هم ازنزدیک شدن به دایره ی این مباحث أباء داشته و خودداری می کردند . آن هنگام که استاد به تجزیه و تحلیل مفاهیم ( شعوب ، قبائل ، تعارف ) و ( ألسن و ألوان ) و آیه و نشانه بودن آن ها می پرداخت ، تفسیرشان درست به اندازه ی غربت و نامأنوسی برخی از تجزیه و تحلیلهای به دور از واقعیت امروزی ، غریب و نامأنوس می نمود .

 یکی ازشاهکارهای استاد ، نامه ای است تحت عنوان « رسالۀ آلام من أرض بلایا » (قسمتی از این نامه که به فارسی ترجمه شده است را از اینجا بخوانید ) که پس از بمباران حلبچه توسط حکومت بعث عراق ،  خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وعلی آله وسلم نوشته شده است تا ایشان صلی الله علیه وعلی آله وسلم آن را در محضر پیامبران اوللعزم قرائت نموده و فریاد مظلومیت این قوم را به بارگاه الهی برسانند . به گفتهِ اهل فن این نامه در اوج بلاغت و ایجاز قرار داشته به طوری که حتی نمی توان یک حرف اضافه و زاید درآن پیداکرد.

 

با کمال اطمینان می توان ادعا کرد که استاد شهید در بسیاری از حیطه ها بسی جلوتر از زمان و معاصر خود بوده و بسیار موفقیت آمیز توانستند که درمدت کوتاه عمر مبارکشان تمامی علوم ، دانش ، نظریات و اجتهادات شان را به شاگردان و هم مسیرانشان انتقال داده و به ثبت برسانند . و این خود نشانه و نمونه ای از توفیقات الهی و برکت عمر مبارکشان است .

 

مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً ‏. ‏ در میان مؤمنان مردانی هستند كه با خدا راست بوده‌اند در پیمانی كه با او بسته‌اند . برخی پیمان خود را بسر برده‌اند ( و شربت شهادت سركشیده‌اند ) و برخی نیز در انتظارند ( تا كی توفیق رفیق می‌گردد و جان را به جان آفرین تسلیم خواهند كرد ) . آنان هیچ گونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده‌اند ( و كمترین انحراف و تزلزلی در كار خود پیدا نكرده‌اند )

والسلام علی من اتبع الهدی

. با تلخیص . منبع : مجله هه ژان – شماره 17و18  - سال 2006 – سلیمانیه 



3 .  الف )  وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ.  142 / اعراف

ب) وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً .  30 /فرقان

ج) ‏ قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی كَذَّبُونِ ‏.  117 / شعراء 

د) ‏ قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ ‏.  26 / یس

ه ) ‏ قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَنَهَاراً ‏.   5 / نوح  مترجم