وهو معکم این ماکنتم ✿✿ الابذکرالله تطمئن القلوب ✿✿ besharat1354.mihanblog.com✿✿
نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:شنبه 20 اسفند 1390-10:30 بعد از ظهر

خدای من! چه دارد آن كه تو را ندارد؟ و چه ندارد آن كه تو را دارد؟

8aaqe7ykq2eps58wheh4.jpgk2xu7fhyb78h2rg670cb.jpg1riibwlab5lopm5kugu.gifcuxeqcavfjpvfnz9hypw.jpg

نوع مطلب : تصاویر 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:سه شنبه 2 خرداد 1391-02:19 بعد از ظهر

فوایـد گـاو بـودن !بسیارجالب

معلمی از دانش آموزانش خواست "فواید گاو بودن" را بنویسند و نوشته ای که در زیر می خوانید تمام و کمال انشای یکی از دانش آموزان است:

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز می کنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.
من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم. ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.
مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته درست می کنند.
هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست.
ادامه مطلب

نوع مطلب : طنز 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 31 اردیبهشت 1391-01:02 قبل از ظهر

سلطان صلاح‌الدین ایوبی- رحمه الله-

شاید در طول تاریخ بشری به سختی بتوان سردار و سلطانی نیرومند و پیروز مانند صلاح‏الدین ایوبی را با  خصائل انسانی و عالمانه یافت، چرا که در طول تاریخ  دو خصیصه  پیروزی و گذشت  کمتر قرین هم بوده‏اند.

سلطان صلاح الدین یوسف بن أیوب بن شادی بن مروان (۵۱۷ – ۵۷۲ خورشیدی) یکی از سرداران مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی ایرانی تبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م. در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند که پایتخت حکومت آنها “دمشق” و “قاهره” بود.

صلاح الدین  در سال ۵۳۲ هجری قمری برابر با ۱۱۳۷میلادی در قلعه تکریت دیده به جهان گشود.

صلاح الدین دوران کودکی و تحصیلات خود را در شهر دمشق به آرامی ادامه  و تا زمانی که وارد ارتش نشده بود همواره مباحث بی‏درد سر و جذاب علمی و دینی را بر میدان‏های  تاخت و تاز و رزمی ترجیح می‏داد.


ادامه مطلب

نوع مطلب : زندگی نامه...... 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 29 اردیبهشت 1391-12:36 قبل از ظهر

چند نکته‌نظر کلی کاک احمد مفتی‌زاده‌

• ما « محک » نیستیم برای ارزیابی دیگران تا اگر موافق ما باشند خوب و اگر مخالف ما باشند بد باشند. از این خصلت‌های خودپرستانه و شرک آلود خود را برهانید اگر کسی دیگر، دچار چنین اشتباهی شد شما حذر کنید.


• علت دردها و مشکلات انسان، ضعف فرهنگی، علمی، کمبود کتاب و کمبود آموزش‌های اخلاقی نیست بلکه علت اصلی آن عدم وجود تزکیه می‌باشد فقط از دین بر می‌آید زیرا همزمان ذهن و قلب انسان را پرورش می‌دهد.


• اساسی‌ترین مسئله برای هر مسلمان در هر شرایط و وضعیت که پیش و بیش از هرچیز مراقب درون و نفس خود باشد زیرا در اسلام اصلاح ضمیر دشمن(شیطان)و بستن راههای نفوذش در دنیای پیچیده درون جهاد اکبراست و پایه و اساسی است برای جهاد اصغر یعنی شکست دشمن در دنیای بیرون که بالتبع ساده‌تر از جهاد دنیای درون است.


• تنها عامل بدبختیهای مسلمانان بیگانه شدن از قرآن بود.واکنون نیز تنهاوسیله آگاه شدن و خوشبختی و رستگاری مسلمانان و رهایی از بند اسارت جهانخواران و دامهای تزویرشان فقط بازگشت به سوی قرآن است و جز این راهی درست و مستقیم وجود ندارد.


• شجاعت و تواضع را چنان در خود نیرو بدهید که از مطرح شدن بترسید.



ادامه مطلب

نوع مطلب : سخن بزرگان 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 29 اردیبهشت 1391-12:26 قبل از ظهر

آیا ما مسلمان خوبی هستیم؟

  رو كرد به ما و با آوای ملكوتی وحی فرمود: یا ایها الذین آمنوا! (ای کسانی که ایمان آورده اید!)

دست وپاچه گفتیم: بله!

 

فرمود: آمِنوا. (ایمان آورده‌اید!)

چشم‌ های زمینی ‌مان گرد شد: ما كه ایمان داریم!

 

فرمود: و لما یدخل الایمان فی قلوبكم. (ایمان هنوز به دلهایتان راه نیافته است)

گفتیم: دل ‌های ما؟! لبریز از عشق و ایمان است! نمازهایمان را كه دیده ‌ای؟!


ادامه مطلب

نوع مطلب : اندیشه دینی 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 29 اردیبهشت 1391-12:16 قبل از ظهر

خلاصه مقدمه فی ضلال القرآن / استاد سید قطب«رح»

زندگی در سایه قرآن نعمتی است که تا کسی آن را نچشیده باشد ، لذت آن را درک نمی کند . در این نوع زندگی خداوند با انسان سخن می گوید و انسان در جایگاه مرتفعی قرار می گیرد و دیگران را که به چنان جایگاهی نرسیده اند ، در پایین خود در جلگه پست می بیند که مانند کودکان به دور خود می چرخند و خود را سرگرم بازیهای کودکانه نموده اند . در این نوع زندگی ، انسان فقط متوجه عالم ماده نیست ؛ بلکه در کنار توجه به آن ، به عالم بزرگتر غیب نیز توجه میکند و انسان دارای شخصیتی بس بزرگ میگردد : نفخهای از روح خداوندی است که به مقام جانشینی رسیده است و آنچه که در روی زمین است ، مسخر او گشته است و مؤمن داخل کاروانی است که رهبری آن را پیامبران بزرگ الهی بر عهده داشته اند .


ادامه مطلب

نوع مطلب : تفسیرآیات 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:سه شنبه 26 اردیبهشت 1391-09:37 بعد از ظهر

دوویژگی.......

هر کس در او دو خصلت باشد، خداوند او را دوست دارد: تقوی و حُسن خُلق.

هر کس در او دو خصلت باشد، مردم او را دوست دارند: بخشش و رفتار نیک.

هر کس در او دو خصلت باشد، همسایگانش او را دوست دارند: خوش رویی و شرافت در برخورد.

هر کس در او دو خصلت باشد، برادرانش او را دوست دارند: به یاد آوردن خوبی هایش و فراموشی بدی هایش.

هر کس  دو خصوصیت داشته باشد، دانش آموزانش او را دوست دارند: تلاش در دفع نادانی هایش و مهربان بودن با آن ها.

هر کس  دو خصوصیت داشته باشد، استادانش او را دوست دارند: سرعت در یاد گیری و احترام گذاشتن به آن ها.

هر کس  دو خصوصیت داشته باشد، فامیلش او را دوست دارند: نیکی در معاشرت با آن ها و فهم و درک مشکلات آن ها.

هر کس  دو خصوصیت داشته باشد ،رؤسایش او را دوست دارند: اطاعت به نحو احسن از آن ها و درستی در کارش در نزد آن ها.

هر کس  دو خصوصیت داشته باشد، خدا و مردم او را دوست دارند: انجام کار نیک و دوری از آزار مردم.




نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:دوشنبه 25 اردیبهشت 1391-01:43 بعد از ظهر

تصاویری جالب از وضع حمل عقرب.





ادامه مطلب

نوع مطلب : تصاویر 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1391-09:54 بعد از ظهر

داستان کوتاه بنده فراموشکار



داستان کوتاه بنده فراموشکار    www . Ma3ta . com

من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد . می توانست ، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد . هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت . هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد .

ادامه مطلب

نوع مطلب : داستانهای کوتاه 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1391-09:47 بعد از ظهر

✿توبه کسی که صد نفر را کشت✿

 

✿توبه مردی که صد تن را کشته بود...✿

✿الله متعال نهایت بخشنده است که توبه مردی را پذیرفت ✿

✿که صد نفر روکشته بود واز حدود الله تجاوز کرده بود✿

✿پس آیا الله تعالی گناهان مارا میبخشد؟؟؟✿

✿ای مسلمانان توبه کنیدقبل از اینکه✿

✿مرگ بسراغتان بیاید✿

✿داستان رابخوانید✿

✿جالب است✿


ادامه مطلب

نوع مطلب : حدیث 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1391-09:45 بعد از ظهر

آیا..................؟؟؟؟؟؟




نوع مطلب : تصاویر 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1391-09:44 بعد از ظهر

آیا الله رادوست داری؟

آیا الله رادوست داری؟ ..حتما.واضحه..


حال بخوان واندكی بیندیش


به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

نوع مطلب : اندیشه دینی 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 24 اردیبهشت 1391-09:42 بعد از ظهر

✿ آیا واقعا به الله ایمان داری؟✿

عمرت داره روز به روز کم میشه........

آیا برای آخرتت چیزی زخیره کرده ای؟

آیا الله را طوری که باید پرستش کنی پرستش کرده ای؟

آیا قرآن را باتدبر خوانده ای؟

آیا نماز پنج وقت را سر وقتش خوانده ای؟

آیا اگر نماز نخواندی! اگر قرآن نخواندی ! اگر به فکر آخرت نیستی!

پس آیا تو واقعا به الله ایمان داری؟؟؟


به ادامه مطلب بروید تا بدانید ایمان به الله چگونه است...




ادامه مطلب

نوع مطلب : اندیشه دینی 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 25 فروردین 1391-04:40 بعد از ظهر

من‌ آن‌ خاكم‌ كه‌ عاشق‌ می‌شود



من‌ آن‌ خاكم‌ كه‌ عاشق‌ می‌شود

سر تا پای‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ می‌كنم، می‌شوم‌ قد یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ كه‌ ممكن‌ بود یك‌ تكه‌ آجر باشد توی‌ دیوار یك‌ خانه، یا یك‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یك‌ كوه، یا مشتی‌ سنگ‌ریزه، ته‌ ته‌ اقیانوس؛ یا حتی‌ خاك‌ یك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره.

یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هیچ‌ وقت، هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد و تا همیشه، خاك‌ باقی‌ بماند، فقط‌ خاك.

اما حالا یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد، ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد. یك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود، انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغییر كند.

وای، خدای‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم. همان‌ خاكی‌ كه‌ با بقیه‌ خاك‌ها فرق‌ می‌كند. من‌ آن‌ خاكی‌ هستم‌ كه‌ توی‌ دست‌های‌ خدا ورزیده‌ شده‌ام‌ و خدا از نفسش‌ در آن‌ دمیده. من‌ آن‌ خاك‌ قیمتی‌ام.


ادامه مطلب

نوع مطلب : داستانهای کوتاه 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 25 فروردین 1391-03:25 بعد از ظهر

سوالی که خداوند از تو نمی‌پرسد!!

 خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟


ادامه مطلب

نوع مطلب : اندیشه دینی 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 18 فروردین 1391-11:53 بعد از ظهر

گوهری از گنجینه نبوی

گوهری از گنجینه نبوی

قال النبیُ (ص) لمعاذ بن جبل -رضی الله عنه-: « اتَّقِ اللَّهَ حَیْثُمَا كُنْتَ وَأَتْبِعِ السَّیِّئَةَ الْحَسَنَةَ تَمْحُهَا وَخَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ» [رواه أحمد والترمذی، وحسنه الألبانی].

 پیامبر(ص) به معاذ بن جَبَل فرمود: «هر کجا که بودی از خدای متعال بترس و پس از ارتکاب گناه ، کار نیک انجام بده که آن را نابود می سازد و با مردم خوشرفتار باش».

چنان که می بینیم خوشبختی در نگاه رسول الله،صلاةالله علیه،سه ستون بنیادین دارد:

۱) خداترسی و پرهیزکاری

۲)گناه شویی با انجام نیکیها

۳) خوشخویی با دیگران



نوع مطلب : حدیث 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 18 فروردین 1391-11:21 بعد از ظهر

خداوند را چقدر دوست داری

وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود

 

وقتی یکی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود
وقتی یکی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید

ادامه مطلب


نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 18 فروردین 1391-04:20 بعد از ظهر

اگرخواستی..............

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر محبت خدا را خواستی :
سوره اخلاص (قل هو الله) را زیاد بخوان. . . . . روایت از بیهقی

اگرخواستی صاحب گنجی دربهشت شوی بگو:
لاحول ولاقوه الابالله . . . . . . . روایت از بخاری

اگر خواستی میزان حسنات تو سنگین شود بگو:
سبحان الله وبحمده وسبحان الله العظیم . . . . . .روایت از بخاری


ادامه مطلب

نوع مطلب : حدیث 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 13 فروردین 1391-12:09 قبل از ظهر

فردمومن

 

مثال فرد مؤمنى كه قرآن را مى خواند مانند ترنج

است كه مزه خوب وبوى خوشى دارد ولى فرد مؤمنى كه

قرآن نمى خواند مانند خرماى خشكى است كه مزه خوب دارد

ولى بوى خوش ندارد. اما مثال فاجرى كه قرآن مى خواند

مانند گل ریحانى است كه بوى خوشى دارد ولى مزه اش تلخ

است. اما مثال فاجرى كه قرآن نمى خواند مانند هندوانه

أبوجهل است كه مزه اش تلخ وبوئى ندارد.

 



نوع مطلب : حدیث 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 13 فروردین 1391-12:08 قبل از ظهر

چقدر شاکریم ، چه اندازه کافر؟

چقدر شاکریم ، چه اندازه کافر؟

اگر چشمانتان را از شما بگیرند چطور یا خدای ناكرده دست یا پاهای خود را ازدست دهید چه، در آن صورت چه حالی به شما دست خواهد داد، آیا زندگی كردن با چنان شرایطی را می پسندید آیا حتی تحمل یك لحظه از آن را دارید؟ حتما پاسخ همه شما منفی است.



ادامه مطلب

نوع مطلب : سخن بزرگان 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:شنبه 12 فروردین 1391-06:57 بعد از ظهر

تفسیر سوره والعصر //استاد شهید ناصر سبحانی

 بسم الله الرحمن الرحیم

وَالْعَصْرِ ‹1› إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ ‹2› إِلَّا الَّذِینَ آمَنُواوَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ‹3›

 لحظاتی با دوستان هستیم مناسب است و وظیفه دینی است كه با نصیحتی و سفارشی دلسوزانه این لحظات را به سر بریم ،مناسب ترین سخن در هر لقائی با برادران دینی ، كلام خدا و تفسیر كلام خداست كه .......


 با تناسب حال در اینجا سوره عصر كه یك جمله است اما در برگیرنده یك دنیا مسائل و مطالب  همانطور كه امام شافعی رحمه الله فرموده اند : اگر مردم تنها همین سوره را سر مشق زندگی خود قرار می دادند كافی بود . به این مناسبت ، این سوره و سخنی  درباره این سوره گفتن ، در حد توان تبیینی از این سوره كردن ، محور سخن می شود .


ادامه مطلب


نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:شنبه 12 فروردین 1391-02:03 بعد از ظهر

نماز

ihj4k49c0ur9gwixph2.jpge4s9ftwbmfisylazkd3.jpg
نمازجماعت درکانادا                                         نمازجمعه روی عرشه کشتی دربنگلادش



نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:شنبه 5 فروردین 1391-08:59 بعد از ظهر

شفقت بزرگترین هنر آدمی


شفقت بزرگترین هنر آدمی
عنوان سخنرانی من، نیک خواهی یا به تعبیری شفقت بزرگترین هنر آدمی است.

آنچه موضوع صحبت من است، این است که نیک خواهی و یا شفقت بزرگترین هنری است که آدمی می تواند داشته باشد. منتها من در اینجا نمی خواهم در مورد اصل نیک خواهی و شفقت که مورد توافق همه ماست، سخن بگویم. می خواهم بگویم که من برای اینکه نیک خواه بشوم، چه شرایطی را باید واجد شوم. چه زمینه ها و مجالهایی باید برای خودم پدید آورم تا بتوانم این نیک خواهی را محقق کنم. در واقع نیک خواهی به این معناست که من انسانهای دیگر را دوست بدارم. اگر فرض را بر این بگیریم که نیک خواهی به معنای دوست داشتن انسانهای دیگر است، حالا می شود گفت برای اینکه این نیک خواهی مراحلش پشت سر گذاشته شود، من لااقل پنج تا مقدمه را باید پشت سر بگذارم تا بتوانم نیک خواه بشر باشم و دوست انسانهای دیگر باشم.

 




ادامه مطلب

نوع مطلب : اندیشه دینی 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:شنبه 5 فروردین 1391-11:23 قبل از ظهر

داستانی زیبا در طلب رزق از خداوند

دو مرد نابینا بر سر راه ام جعفر زبیده عباسی نشسته بودند، زیرا از بخشش و کرم او خبر داشتند. یکی می‌‌‌گفت: اللهم ارزقنی من فضلک؛ خداوندا از فضل و کرمت به من روزی ده. و دیگری می‌‌‌گفت: اللهم ارزقنی من فضل أم جعفر؛ خداوندا از فضل و بخشش امجعفر به من روزی ده. ام جعفر نیز دعای آنان را می‌‌شنید و از آن خبر داشت، لذا برای مردی که از فضل و بخشش خداوند درخواست رزق و روزی می‌‌کرد، دو درهم می‌‌فرستاد، و برای کسی که از فضل و بخشش او طلب رزق و روزی می‌‌نمود مرغی سرخ کرده هر روز ده دینار در شکمش قرار می‌‌داد و می‌‌فرستاد.

صاحب مرغ سرخ شده هر روز مرغش را به دو درهم به دوست نابینایش – که از فضل خداوند طلب رزق و روزی می‌‌نمود- می‌‌‌‌فروخت، اما نمی‌‌‌‌دانست در شکم آن چه چیزی وجود دارد . ده روز بر این قضیه سپری شد، سپس امجعفر از کنار آن دو شخص گذشت.

و به کسی که از فضل و بخشش او طلب رزق و ورزی می‌‌‌‌کرد، گفت: آیا فضل و بخشش ما تو را ثروتمند و بی نیاز ننمود؟

پرسید: چه بود فضل و بخششت؟

ام جعفر گفت: صد دینار در ده روز.نابینا گفت: خیر، بلکه هر روز یک مرغ برایم می‌‌‌‌فرستادی که من هم آن را هر روز به دو درهم به دوستم می‌‌‌‌فروختم.

ام جعفر گفت: اما این شخص از فضل و بخشش ام جعفر طلب نمود پس خداوند او را محروم کرد، و دیگری از فضل و بخشش خداوند طلب می‌‌‌‌نمود پس خداوند به او عطا کرد و او را بی نیاز گردانید.



نوع مطلب : داستانهای کوتاه 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 4 فروردین 1391-06:00 بعد از ظهر

آیا اگر پیامبر در میان ما می بود، ما هم مانند ثوبان بودیم؟

آیا اگر پیامبر در میان ما می بود، ما هم مانند ثوبان بودیم؟


ثوبان به تو عشق و شوق می آموزد!

رسول الله( صلی الله علیه و علی اله اجمعین) تمام روز

ازخادمش سیدنا ثوبان(رضی الله عنه)دور بودوقتی آمد

 ثوبان به ایشان گفت: دلم برایت تنگ شده بود یا

 رسول الله ( صلی الله علیه و علی اله اجمعین) و

 گریست. پیامبر
( صلی الله علیه و علی اله اجمعین)به

 او فرمود: آیا به خاطر این گریه می کنی؟

ثوبان گفت: نه یا رسول الله!
ولی جایگاه تو و

 جایگاه  خودم را در بهشت به
یادآوردم دلتنگ شدم

و ترسیدم!
پیامبر اکرم به او فرمودآیا به خاطر این


گریه می
کنی؟ و فرمود: ای ثوبان ! شخص با کسی که

دوست
دارد حشر می شود.







نوع مطلب : حدیث 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 4 فروردین 1391-12:30 بعد از ظهر

الذین یستمعون القول...(آزادی بیان)

قال الله تعالی:الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18زمر)

خداوند در جایگاه گوش فرا دادن محدودیتی برای مخاطبانش قرار نمی دهد (الذین یستمعون القول : عموم اقوال)اما در مقام عمل انتخاب بهترین را سفارش میکند(فیتبعون احسنه) زیرا قرآن به فهم مخاطبانش احترام می گذارد وآنها را صاحب تشخیص می داند.
اما عده ای فکر می کنند باید اذهان انسانها محدود ومقلد گردد و وحق آزادی تفکر را نداشته باشند.
این گونه افراد چه برحق باشند وچه بر باطل ،

ادامه مطلب

نوع مطلب : تفسیرآیات 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:جمعه 4 فروردین 1391-12:28 بعد از ظهر

فشرده قرآن عظیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
 الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ () الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ () مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ () إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ () اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ () صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ ()


پیامبر خدا صلوات الله و سلامه علیه درحدیثی قدسی می فرمایند:
«خداوند بلندمرتبه می فرمایند: نماز(یا سوره ی فاتحه) را بین خودم و بنده ام به دو نصف تقسیم نموده ام و برای بنده ام چیزی است که درخواست کند. پس هنگامی که گفت الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ خداوند می گوید بنده ام مرا حمد گفت. و هنگامی که گفت الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ خدا می گوید : بنده ام خوبی مرا بیان کرد و هنگامی که گفت مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ خداوند می گوید: بنده ام مرا به بزرگی یاد نمود. یا می گوید: بنده ام کارهایش را به من واگذار نمود. وهنگامی که گفت إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ خداوند می گوید :این بین من و بنده ام هست و آنچه بنده ام بخواهد به او می دهم. هنگامی که گفت اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ () صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ خداوند می گوید این برای بنده ام هست و آنچه درخواست نمود به بنده ام دادم.(صحیح مسلم-کتاب الصلاة- بَاب وُجُوبِ قِرَاءَةِ الْفَاتِحَةِ فِی کُلِّ رَکْعَةٍ)
برادران مسلمان ! در این قسمت می خواهیم مختصری در مورد با عظمت ترین سوره ی قرآن سخن بگوییم سوره ای که پیامبر خدا فرموده اند: 


ادامه مطلب

نوع مطلب : تفسیرآیات 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:سه شنبه 1 فروردین 1391-12:10 قبل از ظهر

درویش و گدا

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او برروی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طناب‌هایش به گل‌میخ‌های طلایی گره خورده‌اند، نشسته است. گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید: این چه وضعی است؟ درویش محترم! من تعریف‌های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده‌ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما، کاملا سرخورده شدم.

درویش خنده‌ای کرد و گفت: من آماده‌ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم. با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد. او حتی درنگ هم نکرد تا دمپایی‌هایش را به پا کند.

بعد از مدت کوتاهی، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت: من کاسه گداییم را در چادر تو جا گذاشته‌ام. من بدون کاسه گدایی چه کنم؟ لطفا کمی صبر کن تا من بروم و آن را بیاورم.

صوفی خندید و گفت: دوست من، گل‌میخ‌های طلای چادر من در زمین فرو رفته‌اند، نه در دل من، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب می‌کند.

در دنیا بودن، وابستگی نیست. وابستگی، حضور دنیا در ذهن است و وقتی دنیا در ذهن ناپدید می‌شود. این را وارستگی می‌گویند.



نوع مطلب : داستانهای کوتاه 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 28 اسفند 1390-09:18 بعد از ظهر

حلال وحرام

یک نامسلمان یک مسلمان را مهمان کرد....برای ضیافت برایش در بین میوه ها انگور را انتخاب و پش رویش گذاشت..
بعد از صرف انگور برایش جامی از شراب آورد
مرد مسلمان لبخندی زد و گفت: خود می دانید این شراب برای ما از حرامیات است
فرد نامسلمان در جواب گفت: عجب از شما مسلمانها که این را حرام و دیگری را حلال می کنید در حالی که این شراب هم از همان انگور است

مسلمان جواب داد: آیا همسر دارید؟
گفت: بله دارم.
- دختر چی؟ آن هم داری؟
- بلی آن هم دارم.
و خواست که هر دو را نزدش بیاورد و این کار را کرد و زن و دخترش را به حضور مرد مسلمان آورد
مرد مسلمان رو به میزبان کرد و گفت: ببین خداوند این را برایت حلال (همسر) و آن دیگری (دختر) را برایت حرام دانسته در حالی که این دختر هم از همان زن است....




نوع مطلب : داستانهای کوتاه 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 28 اسفند 1390-09:15 بعد از ظهر

تا وقتی خدا را نبینم...........

دانشجویی به استادش گفت:
استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم.
استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟

دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.

استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید...


نوع مطلب : سخن بزرگان 

نویسنده :حامد عبدی
تاریخ:یکشنبه 28 اسفند 1390-06:21 بعد از ظهر

شریعتی

zte0m25zdfhkqoff3b.png

نوع مطلب : تصاویر 



  • تعداد صفحات :12
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...